تبلیغات
خاطرات یاغی بازیه مریم وسپیده - خدافسی

خاطرات یاغی بازیه مریم وسپیده

عشق یعنی دل تپیدن برای دوست عشق یعنی جان من فدای اوست

با یه قامت شکسته

، با نگاهی مات و خسته،

 سرشو برده تو شونش

، یه نفر تنها نشسته

، توی تنهاییش یه درده،

 جای پای قلبی سرده،

 گل سرخی بوده اما

، دیگه پژمرده و زرده،

 فارغ از دیروز و فرداش

، غرقه تو دریای درداش،

 حسرتش یه عشق نابه،

 که وفا کنه به عهداش..

 

ای کاش الان یکی پیشم بود تا متونستم باهاش دردو دل

کنم توخونمون تنهام مریمم نیست تاوقتی که با مریمم خوبما

ولی همینکه تنها میشم غمباد میزنم.راستش یاده خاطراتم میوفتم

خیلی سخته یه دفعه ای کلی غم ریخت روسرم ازدست دادنه مادر جونم

شکست خوردن برای اولین بار اونم تو این سن من خیلی دوسش داشتم اون همدمم بود

اما نمیدونم که چرا اینطورتنهام گذاشت میدونس بعده اون عاشقی برام

ممکن نیس اما...

خیلی چیزای دیگه که نمیتونم بنویسم .....

خدایا تا امروز که خیلی بهمون حال دادی تواین سه چهارروز بعده اینم یه

حالی بده منوقبله مریم بکش خواهش نمیخوام اون لحظها روببینم خودت

میدونی تمامه دنیامه بعده منم یه صبره خیلی زیادی بهش بده خودت میدونی چقد دوسم داره

خوب دیگه  وبه مام تا اطلاع ثانوی طعطیله یعنی کمتر آپ میدم دیرتر

کامنتارم ودیربه درتاییدمیکنم چون درسامون سنگین شده

ازتمام کسایی که مارو همراهی کردن ممنونم همتونو دوس دارم خدافس


طرزتهیه مرد این عنصر بیمصرف البته دورازجونه بعضیا

مقدارزیادی اسیدحقه بازی+

اسید دروغ گویی+اسیدنمکنشناسی

رامخلوط کرده درآخر کمی

بیکربناته هیزی وکلرات

اعتمادبنفس می افزاییم این عنصر

به صورت ول در محیط یافت میشود


نوشته شده در پنجشنبه 18 فروردین 1390 ساعت 05:05 ب.ظ توسط سپیده ومریم نظرات | |