تبلیغات
خاطرات یاغی بازیه مریم وسپیده - مریم جونم مریضه.....

خاطرات یاغی بازیه مریم وسپیده

عشق یعنی دل تپیدن برای دوست عشق یعنی جان من فدای اوست

سلام خوبید مرسی مام خوبیم اما.....

من که اهل دروغ نیستم مریم جونم حالش بده امروز پیشم نیست افتاده توخونه همش تقصیر این زنیکه ی عوضی معلم دینوزندگیمونمونه مریم بیچاره هرچی بش گفت توصورتم سرفه نکنا کرد داره سرفه میکنه بش میگیم تو مریضی میگه نه, به جانه خودم کلا تک فاز میزنه اون یه فازشم دربه داغونه کلا قاطی داره دچاره بیماریه مونگلولیسمه .یک لحجه ای میزنه آی میخندیم تو کلاسش تیکه کلامش خواهر منه همش ماتکرار میکنیمو مسخرش میکنیم یک((و))ای میزنه به خانما میگه خاناما به دوست داشتن میگه داست داشتن خره به جانه خودم فقط تو کف این موندم کدوم احمقی اومد اینو گرفت والله برام قابل حضم نیست اون دفعه امتحان داشتیم مریم میگه ایشا الله از پلها داره میره بالاپاش گیر کنه بیفته چونش بشکنه حال کنیم دیگه نتونه بگه داست دارم دیگه کلا لال میشه افتاد پاش پیچ خورد اما چونش نشکست آی منو مریم خندیدیم آی خندیدیم میگم دبیر چیشد افتادی آخی زنگ بزنیم حاجی بیاد؟میگه ماکه از اول شونس نداشتیم آخ اینو گفت ما مردیم از خنده حالا از اون به بعد همش میگیم دبیر شما شونس ندارین دیگه نه میگه تا شما از کلاس پرت نشین بیرون آدم بشو نیستین ما میگیم مام شونس نداریم تاحالا5باراخراجمون کرد مام بقول خودش آدم بشو نیستیم . اصلااگه از اول تبعیدمون نمیکردن انفرادی اینطور نمیشد میدونید ماپشت نشسته بودیم اوردنمون انفرادی جلوی همه مریم سمت چپ من سمت راست به صورت اوریب نشستیم(ماروتک صندلی ایم)1متر ازدوطرف با بروبچ فاصله داریم اما باز روبه روهمیم هی تلگراف میدیم معلمام خرنا مارو میزارن روبه رو هم.......

چند وقت پیش معلم زبان جدید اومد مرده یک آدم بیشعوری هس که نگو اینجور معلما عشق حال گیری دارن ما یه تک زنگ اولش داریم بعد یه زنگه کامل تک زنگ اومد کلاس که باما آشنا شه بچهای اون ورکلاس میگفتن که فارسی نباید حرف بزنیم اعصابش خورد میشه اومد توکلاس میگه هلومنو مریم میگیم سلام دیبر چاکریم یه چش غوره رفت بابازهرمون ترکید من میگم مردمک مردمک افتاد....

هیچی نگفت ادامه دادبه پرسوجواز بچهابراآشنایی حالااین دوکلمه میگفت ماسه تا تیکه مینداختیم آخرش اومد گف شما دوتا جلسه اولی دارین خودتونو نشون میدین اگه پسربودین میزدم توگوشتون من گفتم بزنید صاحب کیه....

بعد ساکت شدیم تازنگ خورد داش میرف گفتم دبیردفعه بعد یادت نره کابل بیاری میگه همین قصدو داشتم.منو مریم داد میکشیم میگیم ب......کی فارغ میشی بیای مارو از شره این مردتیکه راحت کنی برمیگرده میگه شنیدم . گفتم,گفتم که بشنوی .زنگه بعد ما بعد معلم رفتیم کلاس رامون نداد گف برین ازدفترنامه بگیرین رفتیم به معاون گفتیم گف نمیدم مام عینه قولدورارفتیم تو کلاس وسایلمون جمع کردیم بریم پایین معلم اومد جلومون دستاشوباز کرد گف برین بشینین من کلی چرتوپرت بارش کردم میگم شمام بااین قانونای مسخرتون به معلم احترام بزاریم بعداون بریم کلاس اخراج میشیم نزاریم میگن بی ادبی ماکه نفهمیدیم باکدوم ساز برقصیم کلی ازاین حرفابادادوبیدادبش گفتم آخرش توچشاش نیگا کردم گفتم ازت متنفرم آخرای کلاس مریم که پیش معلم میشینه معلم بش گفت بیا اینجا رو ببین نوشته ورود دانش آموز بعده معلم تو کلاس ممنوعه مریم گف ما که داشتیم میرفتیم شما نزاشتین میخواستین اخراجمون کنین پس دیگه حق ندارین منت بزارین من گفتم دوخط پایین ترش نوشته معلم حق نداره تو کلاس گوشیشو روشن کنه (ازاونجایی که توکلاس گوشیش زنگید)گف آره؟!گفتم بله اینجوریاس دیگه گف باشه هرطور میلته.زنگه نمازخورد مادم دره مدرسه واستاده بودیم داش ماشینشو میبردبیرون گفتم مریم سریع اتودتو دربیار ماشینو خط خطی کردم کله رنگش موند رو اتودحال کردم ازتو آیینه بغلش مارو دید فرداش تومدرسه به مدیرگف معاون اومد ازمون تعهد گرفت که دیگه نکنیم بعدگف معذرت خواهی کنین مام زیره بارنرفتیمو تعهدمونو دادیم.میدونین این معلمه موجیه تو جبه قاط زد بدبخت دادشه مریم میگف پاهامونو میگرفت از پنجره میگف بندازمت بچهام زهره ترک میشدن.

. love

بچها امروزدلم گرفته دیگه نمیتونم........دیگه ندارمش.....دیگه.....

کاش میتونستم بگم تا خالی شم اما نمیتونم.دیگه تا پسته بعد خدانگهدار.

 

لعنت به اون کسی که موقع

تقسیمه شانس اومدریدتوشانسم

جاکم اورد؟!!!!!!!!!!!!!


نوشته شده در جمعه 6 اسفند 1389 ساعت 06:04 ب.ظ توسط سپیده ومریم یه یادگاری | |