تبلیغات
خاطرات یاغی بازیه مریم وسپیده - بدترین عید

خاطرات یاغی بازیه مریم وسپیده

عشق یعنی دل تپیدن برای دوست عشق یعنی جان من فدای اوست

ســــــــــــــــــــلام چطورین؟سال نو مبارک ساله خوبی داشته باشین.دیدوبازدیداتون درچه حاله راستی عیدی میگیرین؟؟من که امسال بدترینو بی شوقو ذوق ترین عیدودارم آخه هممون داغ دیده ایم بهترینمون ازبینمون کم شده بد دردیه بزارین ازاوله ساله یا قبلش تعزیف کنم شبه عید ساعت 10سفره روچیدیم من پایتختو دیدم رفتم که بخوابم مامانوبابام خواستن بیدارباشن ساعت12شب مامانم میاد گیره 120پیچ میده که پاشواتاقتوتمیز میگم مامان بخدا صبح تمیز میکنم خستم جوووووووووونه من بزارکپیه مرگمو بزارم مامانم میگه امکان نداره ساله جدید بیادواتاقت کثیف باشه اینطوری بچه ی گاووانسانم توش گم میشه چه برسه به سگ میگم ول کن ارواح خاک زنده مردهات بیخیال شو مامانم میگه باشه خودم تمیزمیکنم گفتم نه..نه ...نه خودم میکنم بیرون مامانم گف10دقیقه دیگه میام اگه تمیز نبود خودم دس به کار میشم گفتم مامان جان یه نیم نگاه بنداز تا یه ساعت دیگم تموم نمیشه میگه خیلی خوب 40دقیقه آخرشه گفتم باشه حالا برو بیرون گف نگیری بخوابیا گفتم چشم چشم چشم اَه میری یانه گف سریع زودتندتمیزش کن رفت یه نفسه راحت کشیدم گرفتم چپیدم روتختم مامانم جیغش دراومد که پاشوتمیزکن آخه من بخوام بپرم روتختم محکم میپرم صدا میده بلندشدم تمیزش کردم خدا وکلی سگ نمیادتولشوتواتاق من بزاد گم میشه خیلی شلوغ بود مامانم میگه ناسلامتی دختربچه ای گفتم اشتباهی دختردراومد حالا توبیخیال میشی من که تمیز کردم دیگه چی میخوای میگه آفرین ولی تاریخ انقضاشو یه کم بیشترکن تاریخ انقضا اگه بیدار باشم دوساعت نمیکشه ولی بخوابم تا یه روز آقادراتاقو قفل کردم گرفتم خوابیدم تواتاق تمیزخوابیدنم حال میده هاااا ساعت 5/2شروع شداس ام اس وزنگ سربه فلک کشید گذاشتم روسایلت خوابیدم ازاون طرف مامانم صدا تلویزیونوزیاده میکنه ریدبه ریدشده شانس نیس که آقا بلاخره تونستم صداتلویزیونم خفه کنم نوره گوشی دیگه نمیزاشت بخوابم گفتم ببینم حالا کیا اس دادن یازنگ زدن 5تا اس داداش سینا همراه با6تماس بیپاسخ 3تااس مریم همراه با5تماس بیپاسخ16تااس دیگران همراه با30تماس بیپاسخ حالا کی میخواس اینهمه روبخونه نصفشوخوندم نصف دیگشو دیروزخوندم سال که تحویل شد سه باردادش سینا  زنگ زدگفتم بردارم شایدسینا باشه برداشتمو دادشه یه خورده چرتوپرت بست بعد سینا گرف میگف لباس خوشگل خریدم دامادشدم حالا میریم خواستگاری گفتم باشه الان میام باهم میریم گف باشه پس خودت بامامانم درمیون بزار گفتم بچه روتوکم کن زشته بزابوشیره دهنت ازبین بره بعدشروع کن خندم گرف نیم ساعت داشتم باهاش حرف میزدم آخرشم به زوره داداشش که شارژم تموم شدول کرد منم کپیه مرگموگذاشتم صبح که شد مامانم کلیدیدکوگرف درباز کردشروع کرد به غرزدن دپاشو دیرشدو ازاین حرفا بلاخره بیدارم کردن بابام گف سپیده سال نوت مبارک ساله خوبی داشته باشی گفتم خوب باشه ماله شمام مبارک گف بوسی بغلی عیذها گفتم بزارین دستوروموبشورم چشم آقا مااولین جایی که رفتیم سره خاکه مادرجونم بود بعدرفتیم خونشون شده بودصحرای کربلا همه بلندبلندگریه میکردن ونوازش میداد ن نبودش برامون خیلی دردناک بودشبش رفتیم فریدونکنارخونه مادرجونم(مادری)آقاقراربودهمه بیان مااولین نفربودیم دخترخالمونامزدش اومدن دخترخالم میگف میخوام دماغموعمل کنموازاین حرفاگف یه تومن خرج میبره بابام گف مابرادماغ ز(مامانم)ازیه دکتروقت گرفتیم گفته بود4تومن میگیرم  باباگف اون کارش بهتره دخترخالم گف ازچه نظر بابام داش بامادرجونم حرف میزدنشنیدمنم حال کرده بودم یه کم سره کارش بزارم گفتم ببین این یکی اولا ضمانت نامه داره تعوضم میکنه ثانیا بایکی دوتاجایزهم میگری بعددوتافابریکم داره.گف جدی؟!!!!!!گفتم جدیه جدی گف حالا کجاهس گفتم حالاجاشوبعدبهت میگم فهمیدی اینایی که گفتم یعنی چی؟گف یه خورده ولی توبازش کن گفتم ببین ضمانت نامه داره یعنی بعددوسال برگشت چپرچلاق شدعوضش میکنه اینومیگیره یکی دیگه جاش میزاره ازهمین نوعوشکل گف حالادوتافابریک چیه گفتم این گوشیت که خریدی قاب فابریک نداش؟!خوب عینه همون اگه خوشت نیومداینومیگیری یه طرح دیگه جای گزینش میکنی فقط بایدیادت باشه ازتوبسته بندی درش نیاری آخه خراب میشه .من آخراش دیگه داشتم خراب میکردم خیلی میخندیدم نامزدشودیگه نگواول تا آخرداش میترکید گفتم حالا آدرسشوبنویس اگه کاغذخوتکارنداری برات اسش کنم؟گف بی ادب ننه تومسخره کن من درازکشیدم خندیدم گفتم تودیگه چه اسکولی هستی بدبخت.فرداشم رفتیم خونه خالهاموداییام.امروزم خودمون مهمون داشتم.

تاآپ بعدخدافس


نوشته شده در چهارشنبه 3 فروردین 1390 ساعت 07:31 ب.ظ توسط سپیده ومریم نظرات | |